تبليغاتX
می گوید من پادشاه نیستم اما پادشاه است..

سيزده سال رنج ، زجر ! زجر ، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟      عتاب ! آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : « غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .        گويي حتي او كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .           و باز هم عتاب ! « ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »          از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!

 

 

 

پس به پادشاه پاکیزه و پاکت اقتدا کن ، که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان ، و مایه فخر و بزرگی است برای کسانی که خواهان بزرگواری باشد ، و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پادشاهش( پیامبرص )  پیروی کند ، و گام بر جایگاه قدم او نهد ، پادشاه از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند ، و به دنیا با گوشه چشم نگریست ، دو پهلویشاز تمام مردم فرو رفته تر و شکمش از همه خالی تر بود . دنیا را به او نشان دادند ، اما نپذیرفت .

  لینک | منابع سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387| 9:43 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

 

 

 

 

 

 

هرگاه رسول خدا یکی از یاران خود را اندوهگین می دید ، با شوخی کردن او را شاد می نمود و می فرمود : خداوند دشمن کسی است که با روی گرفته و عبوس با  برادرانش ملاقات نماید. 

 

  لینک | منابع شنبه هفدهم فروردین 1387| 20:33 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

 

ابورافع نقل می کند :

من با حسین(ع) در ایام کودکی بازی سنگ­ پرانی می کردیم،

 هرگاه سنگ من به هدف می خورد به او می گفتم : مرا بر پشت خود سوار کن!

او می گفت : « آیا می خواهی بر کسی که پادشاه او را بر دوش می گیرد ، سوار شوی؟ » ؛

پس من او را رها می کردم و هرگاه سنگ او به هدف می خورد ، می گفتم تو را سوار نمی کنم چنانکه مرا سوار نکردی.

حسین(ع) می گفت : « آیا دوست نداری بدنی را که پادشاه بدوش می کشد سوار کنی؟ » پس من او را سوار می کردم .

 

 


 
  لینک | منابع یکشنبه هفتم بهمن 1386| 11:52 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

 

 

از امام علی ( ع) نقل شده که غذای گرم را بگذارید سرد شود که پادشاه هرگاه

 

برایش غذای داغ می بردند می فرمود : بگذارید سرد شود ، خداوند آتش به ما طعام

 

نکرده و برکت در غذای خنک است و غذای داغ برکت ندارد .

 

و نیز پادشاه فرمود :فوت کردن و دمیدن به غذا برکت را می برد .

 

 


 
  لینک | منابع سه شنبه چهارم دی 1386| 8:7 |نویسنده:سعیده  | 


 

همان دم در نشست ؛ جمعیت زیادی مهمان پادشاه بودند اما او داخل خانه جایش نبود . یک وقت دید پادشاه لباسش را آورده و می گوید رویش بنشین خاکی  نشی ! جریر بن عبدالله هم آن را گرفت ، اما بوسید .

دعوتش که می کردند ملاحظه میزبانش را می کرد. مبادا کسی همراهش باشد که میزبان نمی خواسته . یک با ر وقتی برای مهمانی کسی همراهش شد ، دم در به صاحب خانه گفت : این مرد هم به دنبالم آمد . می توانی اجازه بدهی میتوانی ندهی .

بعد از غذا در حق میزبان هم دعا می کرد :

-          نمی خواهید به برادر خود پاداش دهید ؟

-          چه کنیم ؟

-          دعای برکت .    

 


 
  لینک | منابع سه شنبه ششم آذر 1386| 6:58 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

از هر موقعیتی برای بیداری استفاده می کرد . مردی وصیت کرده بود انبار خرمایش را فقط پادشاه آنهم با دست خودش صدقه بدهد . او هم همین کار راکرد . آخرین خرمایی را که از زمین برداشت به همه نشان داد:

اگر این را خودش صدقه میداد ، بهتر از انبار خرمایی بود که من به جایش دادم .

 

خیلی به صدقه اعتقاد داشت . توصیه هم می کرد آدم ها باید با دست خودشان صدقه بدهند؛ نه بعد از مرگ ، وقتی که دستشان از دنیا کوتاه شد .....

تند هم می شد وقتی پای مصلحت دیگران در میان بود .

با اصحاب و یارانش از وسط مزرعه ای گذشتند . اما طرف ، کور بود و فکر میکرد مال خودش است :

اگر پادشاه با شماست ، راضی نیستم از زمین من رد شوید .

فرمود : رهایش کنید ، هم چشمش کور است هم دلش .


 
  لینک | منابع پنجشنبه سوم آبان 1386| 9:23 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

 

 

 

بر زبانش ورد خدا بود .« الحمدلله علی هذه النعمه » « الحمد لله علی کل حال » . اولی را وقتی موضوع خوشحال کننده ای میشنید و دومی را وقتی ناراحت می شد ، میگفت .

وقتی هم به چیز های دوست داشتنی می رسید ، می گفت : « الحمد لله الذی بنعمته تتم الصالحات » .

معتقد بود در بدن آدمی زاد ، سیصد و شصت رگ وجود دارد . پس در هر روز حداقل سیصد و شصت مرتبه میگفت : « الحمد لله کثیرا علی کل حال »

همیشه ستایشگر بود .

 

 

 


 
  لینک | منابع جمعه سیزدهم مهر 1386| 4:30 |نویسنده:سعیده  | 


 

 

 

 

خانه اش ساده بود ؛ از خشت خام . اسمش خانه بود ولی فقط اتاقکی بود . وقتی سخن از فرش به میان آمد ، فرمود : زیر اندازی برای زن ريال یکی هم برای مهمان و یکی هم برای مرد خانه . چهارمی برای شیطان است . رفته بودند دیدنش . حصیر بسترش بود و لیف خرما هم متکایش . وقتی تعجب آنها را دید ، فرمود : من به دنیا چکار دارم ؟ در گذرم ؛ مسافری که ساعت ها در زیر درخت می آساید و می رود.

  لینک | منابع شنبه هفدهم شهریور 1386| 11:22 |نویسنده:سعیده  | 


 

   
خدایا

مرا به بهترین راه {که راه پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت ایشان(ع) است} ببر

و چنانم کن که بر دین و آیین تو بمیرم و زنده گردم ....

« صحیفه سجادیه - نيايش 20 »

3 صفحه نخست
3  پست الکترونیک
3 آرشیو وبلاگ
3 طراح قالب ( U.M.S.A )

 

 

» اولین پست وبلاگ پس از انتخاب وبلاگ به عنوان وبلاگ برگزیده جشنواره پیامبر اعظم (ص)
» خبر موفقیت این وبلاگ در وبلاگ آقای پورجماد
» خبر موفقیت این وبلاگ در وبلاگ دشتی ها
» خبر موفقیت این وبلاگ در یاس نیوز
» خبر موفقیت این وبلاگ در مند
» تصاویر منتخب از مراسم اختتامیه جشنواره
» اختتامیه جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم(ص)
» برگزیدگان نهایی جشنواره پیامبر اعظم (ص)
اسامی برگزیدگان بلاگفا در جشنواره پیامبر اعظم (ص)
» جشنواره پیامبر اعظم (ص)
آرشیو پیوندهای روزانه

<bgsound src="http://wesal.persiangig.com/audio/mohammad%20%20[www.umsa.blogfa.com].wma" loop=infinite>

" محمد رسول الله (ص) "

 

سيزده سال رنج ، زجر ! زجر ، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟      عتاب ! آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : « غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .        گويي حتي او كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .           و باز هم عتاب ! « ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »          از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

حدیث پادشاه عالم ...
وقتی به دنیا آمد ...
اخلاق و رفتار پادشاه (درس بگیر ) !
داستانهایی از ایشان !
معجزه پادشاه عالم !
پادشاه در حدیث دیگران .
روایت عبادات پادشاه
آنچه از خوراک و پوشاک پادشاه گفته اند ...

پیامبر اعظم (ص)

شوق وصال

ورود به جمع کاربران ...

محمل شکسته

در انتظار ظهور آقام ...

پیامبر امید

اخبار شيعيان

'گل نرگس بيا...

ماه دوازدهم

مثل خدا

سایت خبری قاصدک

مکتب الشهدا

سعیده سعیده سعید


 
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 

 

 

 

استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد.
 Copyright © 2005 padeshah
.blogfa.com . All rights reserved