|
رسول اعظم(ص): خداوند بنده اي را دوست دارد که چون به کاري پرداخت، ان را محکم و استوار به پايان رساند۔ بدترين نابينايي ، کوري دل است. کامل ترين مومن در ايمان ، خوش خلق ترين انان است. خداي را چنان پرستش کن که گويي او را مي بيني،پس اگر تو او را نمي بيني چنان عبادت کن که او تو را مي بيند. اينکه خداوند فردي را بوسيله تو هدايت نمايد، از آنچه آفتاب بر آن بتابد براي تو بهتر و ارزنده تر است. |
|
ازهمه قشنگتر حال و روز او را علي عليه السلام توصيف مي كند.علي عليه السلام مي گويد : « رسول الله يك طبيب دوره گرد بود.» دلش نمي آمد كه خيلي با ابهت بنشيند آن بالا ، مريض ها شرفياب حضور بشوند . لوازم معالجه اش را بر مي داشت راه مي افتاد دور شهر ، پي مريض ها . « طبيب دوار بطبه » چي با خودش بر ميداشت ؟ يك دستش « مرهم » مي گرفت يك دستش « وَسَم » براي آنها كه فقط زخم داشتند مرهم مي گذاشت ؛ ولي بعضي ها ، دمل هاي چركي داشتند ، بايد جراحي هم مي كرد ؛ « وسم » مال همين كار بود . و وسم يعني داغ هايي كه قديم براي شكافتن استفاده مي كردند ؛ جراحي سرپايي . علي عليه السلام مي گويد : « مرهم هايش كاري بودند ، اثر داشتند » . « أحكم مراهمه » و سم هايش هم حسابي بودند « و أحمي مواسمه » .
پ.ن:فاطمه شهیدی / خدا خانه دارد . |
|
بار دیگر آسمان خندید، واشک شوق در چشمان مهتاب حلقه زد ... این بار خداوند رحمت واسعه اش را به مردمان بخشید، تا خوشبخت ترین انسان های روی زمین باشند... عطر بهار نارنج همه جا را پوشانده بود ، و حیاط خانه آمنه این بار ستاره باران بود ، همه منتظر... سرود شادی فرشته ها آسمان را به لرزه انداخته است ، و زمین با یاس های سپید پوشیده شده ، تا بیاید ... و سر انجام سکوت لحظات انتظار به صدای قدمهای بزرگ مرد تاریخ، ان رسول رحمت و رافت، شکسته شد ... آری محمد(ص) آمد ...
پ.ن برگرفته از وبلاگ شوق وصال |











