تبليغاتX
می گوید من پادشاه نیستم اما پادشاه است..

سيزده سال رنج ، زجر ! زجر ، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟      عتاب ! آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : « غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .        گويي حتي او كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .           و باز هم عتاب ! « ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »          از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!

 

«جبرئیل نزد پادشاه آمد و عرضه داشت : یا رسول الله ؛ خداوند متعال به همراه من هدیه ای برای تو فرستاد که آن را به احدی قبل از تو نداده است . پادشاه پرسید : آن هدیه چیست ؟ گفت : صبر است . »

-و بهتر از صبرهم هست . پرسیدم: چیست ؟ گفت : قناعت ».

-بهتر از آن نیز هست ، پرسیدم : چیست ؟ گفت : رضا ».

-بهتر از آن نیست هست . پرسیدم : چیست ؟ گفت : زهد ».

-بهتر از آن هم هست . پرسیدم : چیست ؟ گفت : اخلاص .

- از آن بهتر هم هست . چیست ؟ گفت : یقین . »

-« باز از آن بهتر نیز هست . گفتم چیست ؟ گفت : راه رسیدن به همه اینها توکل بر خداست . »

 

.

 

 

  لینک | منابع دوشنبه سی ام بهمن 1385| 10:53 |نویسنده:سعیده  | 


    دنیا

 

 

پادشاه  با دل از دنیا روی گرداند ، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد ، و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند و از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرار گاه دائمی خود نداند ، و امید ماندن در دنیا نداشته باشدپس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد ، و دل از دنیا بر کند ، و چشم از دنیا پو شاند ، و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد ، خوش ندارد به آن بنگرد ، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود .

 

.

  لینک | منابع یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385| 20:6 |نویسنده:سعیده  | 


.

 

 

 

پادشاه می فرمود : خداوند نور چشم مرا در نماز قرارداد و آن را محبوب من گردانید همانگونه که غذا را برای شخص گرسنه و آب را برای شخص تشنه محبوب ساخته است . آدم گرسنه با خوردن غذا و شخص تشنه با نوشدن آب سیر می شود ولی من از نماز سیراب نمی گردم . پادشاه با خضوع و خشوع به نماز می ایستاد و با توجه کامل نماز می خواند در اوقات نماز گویا کسی را نمی یادببرد سجده و رکوع پادشاه کامل ترین رکوع و سجده بود نماز آن حضرت کاملترین و کو تاهترین نماز بود. شناخت . عایشه  می گوید : پادشاه با ما مشغول صحبت و گفتگو بود چون وقت نماز داخل می شود یک مرتبه بلند میشد و به سوی مسجد جهت اقامه نماز می رفت و حالتی به آن حضرت دست میداد که گویا هیچ کس را نمی شناخت عشق و علاقه به نماز هرگز باعث نشد آ ن حضرت مراعات حال نمازگزاران را از یادببرد .

 

  لینک | منابع شنبه بیست و هشتم بهمن 1385| 19:16 |نویسنده:سعیده  | 


.

 

 

 

پادشاه در سفارشهای خود به علی ( ع) فرمود : ای علی شایسته است مسلمان سر سفره دوازده خصلت بیاموزد که چهارآن لازم است و چهار آن مستحب است و چهار آن ادب است آن چهار که لازم است بداند اینکه آنچه می خورد حلال است و نام خدا را ببرد و شکر خدا نماید و بدان راضی باشد و آن چهار که سنت است این است که روی پای چپ بنشیند و با سه انگشت بخورد و از آنچه پهلوی او است بخورد و انگشتان خود را بلیسد و آن چهار که ادب است لقمه را کوچک بردارد و خوب بجود و کم به روی حاضران نگاه کند و دستهای خود را بشوید.

پادشاه فرمود  : هر که به خوردن سرکه مشغول می شود ، خداوند فرشته ای بر سر او بگمارد که تا پایان خوردن برایش استغفار کند ، نمک از لوازم ضروری چون نان و آب به شمار می رودو پادشاه به ام  سلمه وارد شد ، وی تکه نانی برای حضرت آورد ، پادشاه پرسید : خورشت دارید ؟ ام سلمه گفت : یا رسول الله جز سرکه چیزی موجود نیست ، فرمود سرکه خوب خورشتی است ، و خانه ای که در آن سرکه باشد فقیر نشود.

 

  لینک | منابع شنبه بیست و هشتم بهمن 1385| 19:15 |نویسنده:سعیده  | 


 

هر گاه در جمع به پادشاه­مان هديه مي دادند ، به اطرافيانش مي فرمود : شما در اين هديه سهم داريد .

هديه را مي پذيرفت گر چه جرعه اي شير بود ؛ و آن را جبران مي كرد .

فرمان داده بود : به يكديگر هديه دهيد تامحبتتان به همديگر افزون شود .

از يارانش مي خواست هديه را رد نكنند و آنرا كوچك نشمارند ، گر چه پاچه­ي بُزي باشد .

نه تنها فرمان به هديه دادن متقابل مي داد، بلكه مي فرمود : به كسي كه به تو هديه نمي دهد نيز هديه بده .

 

مي فرمود :

 

« هديه كينه ها را مي برد و دوستي را تجديد و تثبيت مي كند . »

 

  لینک | منابع شنبه چهاردهم بهمن 1385| 0:16 |نویسنده:سعیده  | 


 

   
خدایا

مرا به بهترین راه {که راه پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت ایشان(ع) است} ببر

و چنانم کن که بر دین و آیین تو بمیرم و زنده گردم ....

« صحیفه سجادیه - نيايش 20 »

3 صفحه نخست
3  پست الکترونیک
3 آرشیو وبلاگ
3 طراح قالب ( U.M.S.A )

 

 

» اولین پست وبلاگ پس از انتخاب وبلاگ به عنوان وبلاگ برگزیده جشنواره پیامبر اعظم (ص)
» خبر موفقیت این وبلاگ در وبلاگ آقای پورجماد
» خبر موفقیت این وبلاگ در وبلاگ دشتی ها
» خبر موفقیت این وبلاگ در یاس نیوز
» خبر موفقیت این وبلاگ در مند
» تصاویر منتخب از مراسم اختتامیه جشنواره
» اختتامیه جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم(ص)
» برگزیدگان نهایی جشنواره پیامبر اعظم (ص)
اسامی برگزیدگان بلاگفا در جشنواره پیامبر اعظم (ص)
» جشنواره پیامبر اعظم (ص)
آرشیو پیوندهای روزانه

<bgsound src="http://wesal.persiangig.com/audio/mohammad%20%20[www.umsa.blogfa.com].wma" loop=infinite>

" محمد رسول الله (ص) "

 

سيزده سال رنج ، زجر ! زجر ، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟      عتاب ! آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : « غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .        گويي حتي او كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .           و باز هم عتاب ! « ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »          از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

حدیث پادشاه عالم ...
وقتی به دنیا آمد ...
اخلاق و رفتار پادشاه (درس بگیر ) !
داستانهایی از ایشان !
معجزه پادشاه عالم !
پادشاه در حدیث دیگران .
روایت عبادات پادشاه
آنچه از خوراک و پوشاک پادشاه گفته اند ...

پیامبر اعظم (ص)

شوق وصال

ورود به جمع کاربران ...

محمل شکسته

در انتظار ظهور آقام ...

پیامبر امید

اخبار شيعيان

'گل نرگس بيا...

ماه دوازدهم

مثل خدا

سایت خبری قاصدک

مکتب الشهدا

سعیده سعیده سعید


 
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 

 

 

 

استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد.
 Copyright © 2005 padeshah
.blogfa.com . All rights reserved