|
ابورافع نقل می کند : من با حسین(ع) در ایام کودکی بازی سنگ پرانی می کردیم، هرگاه سنگ من به هدف می خورد به او می گفتم : مرا بر پشت خود سوار کن! او می گفت : « آیا می خواهی بر کسی که پادشاه او را بر دوش می گیرد ، سوار شوی؟ » ؛ پس من او را رها می کردم و هرگاه سنگ او به هدف می خورد ، می گفتم تو را سوار نمی کنم چنانکه مرا سوار نکردی. حسین(ع) می گفت : « آیا دوست نداری بدنی را که پادشاه بدوش می کشد سوار کنی؟ » پس من او را سوار می کردم .
|










