رنج ، زجر ! زجر
، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن
دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟
عتاب !
آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : «
غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .
گويي حتي او
كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .
و باز هم عتاب !
« ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »
از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!
رنج ، زجر ! زجر
، بي نفرين . عذاب به اين قوم پشت زمزمه يك دعا محبوس مانده است و برنمي آيد. آن
دعا كه بايد ، بر نمي آيد . اين پيامبر آيا نفرين كردن نمي داند ؟
عتاب !
آن عجيب ترين عتاب كه خدا بر هيچ پيامبري نكرد . در هيچ كتاب آسماني نيامده است : «
غم ايمان اين مردم ، نزديك است تو را بكشد . فلعلك باخع نفسك ! » .
گويي حتي او
كه مي داند آنچه نمي دانند در شگفت مانده است .
و باز هم عتاب !
« ما اين آيات را فرو نفرستاديم كه تو اين همه خود را در رنج بيافكني ، لتشقي ! »
از تحمل گرده هاي مخلوقي ، خدا در شگفت مانده است !!!