|
ابورافع نقل می کند : من با حسین(ع) در ایام کودکی بازی سنگ پرانی می کردیم، هرگاه سنگ من به هدف می خورد به او می گفتم : مرا بر پشت خود سوار کن! او می گفت : « آیا می خواهی بر کسی که پادشاه او را بر دوش می گیرد ، سوار شوی؟ » ؛ پس من او را رها می کردم و هرگاه سنگ او به هدف می خورد ، می گفتم تو را سوار نمی کنم چنانکه مرا سوار نکردی. حسین(ع) می گفت : « آیا دوست نداری بدنی را که پادشاه بدوش می کشد سوار کنی؟ » پس من او را سوار می کردم .
|
|
از امام علی ( ع) نقل شده که غذای گرم را بگذارید سرد شود که پادشاه هرگاه
برایش غذای داغ می بردند می فرمود : بگذارید سرد شود ، خداوند آتش به ما طعام
نکرده و برکت در غذای خنک است و غذای داغ برکت ندارد .
و نیز پادشاه فرمود :فوت کردن و دمیدن به غذا برکت را می برد .
|
|
سلام . خداي مهربانم ، واقعا غافلگيرم كردي، قبل از هرچيز از لطف هميشگي ات نسبت به بندهات ممنونم . از عنايت پيامبر عظيم اسلام (ص) . همين جا از صميم قلب از همسر عزيزم بخاطر همه زحماتي كه براي اين وبلاگ كشيدند چه در راهنمایی هایشان و چه در طراحی قالب وبلاگ و حمایت های بی دریغش، كمال تشكر را دارم . از همه عزيزاني كه زحمت كشيدند و تبريك گفتند صميمانه تشكر مي كنم . البته من چون يك ماه مسافرت بودم ، موفق به شركت در جشنواره نشدم . و همين امروز از برگزيده شدن وبلاگم در اين جشنواره از طريق همين پيام دوستان كه ابراز محبت كرده بودند مطلع شدم . جا دارد كه از برگزار كنندگان اين جشنواره كه قدمي نو در اين راستا برداشتند و براي اولين بار موفق شدند اينچنين جشنواره بزرگي را در فضاي سايبر با اين تنوع رشته برگزار كنند صميمانه تقدير و تشكر كنم . يك معذرت خواهي به همه دوستان بدهكارم ، به علت مشكل در سيستم پيامگذاري بلاگفا در اين چندساعت متاسفانه نشد به پيام دوستان و ابراز محبت ايشان پاسخ دهيم . اميد است ما را ببخشند . براي همه دوستان آرزوي موفقيت و پيروزي دارم . از نقد آقاي اميد هم ممنون و متشكرم . جواب ايشون رو در ادامه متن نوشتم كه ايشون اگر خواستن مي تونن به اونجا مراجعه كنند . باز هم از لطفي كه كردند و نقد نمودند كمال تشكر رو دارم .
اول فكر كردم از همه قشنگ تر ار علي(ع) گفته ، ولي الان يك جمله اي حتي قشنگ تر هم يادم آمد كه درست همين حال را بگويد . آن هم توصيف خداست از او : « يك رسولي آمده سراغتان كه تحمل رنج شما برايش سخت است » « لقد جائكم رسول من انفسكم ، عزيز عليه ما عنتم » . آخرش هم تقصير همان دلش شد كه در آن روايت گفت : « هيچ پيامبري به اندازه من سختي نكشيد ... » حساب دودوتايي اگر بخواهي بكني نسبت به بقيه پيغمبرها خيلي هم اوضاع براي او سخت نبود . در طائف سنگش زدند ، در اُحُد هم پيشاني ودندانش را شكستند . بقيه هم از اين جور مصيبت ها داشتند ، ولي از حساب دودوتايي كه بزنيم بيرون اگر حواست به حرف خدا باشد كه ، رنج هاي شما براي او گران تمام مي شود ، طاقتش را مي برد . اين جوري اگر چرتكه بيندازي ، راستي هم چقدر سختي كشيده ! اندازه ناداني و غل و زنجيرهايي كه همه ما به خودمان بستيم . اگر بخواهد رنج بكشد ، اگر حرص بخورد كه ما را به راه بياورد ، واقعا هم كه چه كارش سخت است . . . . آخرش اينكه خدا داشت تماشايش مي كرد . بعد گفت : چه اخلاق شگرفي داري « انك لعلي خلق عظيم » انگار كه از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد .....(1) (1)خداخانه دارد / ف. شهيدي
|
|
ازهمه قشنگتر حال و روز او را علي عليه السلام توصيف مي كند.علي عليه السلام مي گويد : « رسول الله يك طبيب دوره گرد بود.» دلش نمي آمد كه خيلي با ابهت بنشيند آن بالا ، مريض ها شرفياب حضور بشوند . لوازم معالجه اش را بر مي داشت راه مي افتاد دور شهر ، پي مريض ها . « طبيب دوار بطبه » چي با خودش بر ميداشت ؟ يك دستش « مرهم » مي گرفت يك دستش « وَسَم » براي آنها كه فقط زخم داشتند مرهم مي گذاشت ؛ ولي بعضي ها ، دمل هاي چركي داشتند ، بايد جراحي هم مي كرد ؛ « وسم » مال همين كار بود . و وسم يعني داغ هايي كه قديم براي شكافتن استفاده مي كردند ؛ جراحي سرپايي . علي عليه السلام مي گويد : « مرهم هايش كاري بودند ، اثر داشتند » . « أحكم مراهمه » و سم هايش هم حسابي بودند « و أحمي مواسمه » .
پ.ن:فاطمه شهیدی / خدا خانه دارد . |












